فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
مقدمه 14
چهارده رساله ( فارسى )
به هوش باش دلى را بسهو نخراشى * بناخنى كه توانى گرهگشائى كرد چه حيله بود كه زاهد بداغ پيشانى * به خاك ميكده ديدم كه جبههسائى كرد اگر غلط نكنم بود خضر راه نجات * بسوى ميكدهام آنكه رهنمائى كرد رهين منّت صبّاغ قدرتم زاهد * كه او لباس مرا رنگ بىريائى كرد پس از آنكه از احمد بن حنبل نقل مىكند كه بسم اللّه آيتى از فاتحة الكتاب است و مستحب است بجهر خوانده شود چند دليل براى گفتار خود آورده است يكم استقراء بما ميگويد يك سوره يا بجهر خوانده مىشود يا اخفات اينكه برخى از سوره بلند و بخشى از آن آهسته خوانده شود در هيچ جاى قرآن يافت نميشود اگر اين موضوع دانسته شد بايد بگويم كه بلند خواندن بسم اللّه مشروع است لا اقل در قرائت جهريّه . دوم بسم اللّه سپاس و ثناء خداست و ياد عظمت حق بايد آشكارا كرد چه اگر كسى بوجود پدرى مفتخرست بلند و بر ملا ميگويد و اگر از نام پدر بردن استنكاف دارد بآهستگى اكتفا كند فاذكرونى كذكركم آباؤكم سيوم بلند گفتن بسم اللّه اعلان نام خداست و اين امر دلالت بر آن دارد كه گويندهء آن از مخالف منكران نينديشد و انكار آنان را به چيزى نشمارد و اين حقيقت قابل تقدير و كارى مستحسن است شرعا و عقلا و مؤيّدان گفتار ما آنست كه اخفاء و كتمان مربوط بعيب و نقصان است ولى هرگاه چيزى فضيلت و منقبت شمرده شود اعلام و اعلان مناسبت پيدا مىكند نه اختفاء و كتمان كدام منقبت و فضيلت بنده را بالاتر و برتر از آنكه ياد خدا كند و نام پروردگار برد و خود را بنده و ستايشكننده او معرفى كند و اينكه ميگوئيم گفتار حضرت امير على عليه السلام است كه گويد يا من